*****ساعت پذیرش نمونه: شنبه تا پنجشنبه بغیر از تعطیلات رسمی از ساعت 9:00 الی 18:00*****  ارائه دهنده خدمات تخصصی در زمینه های:   کلینیکال پاتولوژی دامپزشکی دام، طیور و آبزیان(سرولوژی و تعیین سن واکسن، انگل شناسی، هماتولوژی و بیوشیمیایی خون)  *****آزمونهای میکروبیولوژی(کشت میکروبی و آنتی بیوگرام طیور و ماهی، پاتوژنها، مواد غذایی و شیر، آب و پساب، تحقیقاتی)  *****سم شناسی(اندازه گیری سموم قارچی به روش HPLC، تعیین پتانسیل مواد شیمیایی و دارویی)  *****ژنتیک و تحقیقات مولکولی PCR (تشخیص بیماریها و کشف تقلبات مواد غذایی)  *****شیمی (آنالیز خوراک دام، طیور، آبزیان و انسان-آنالیز آب، پساب و خاک)  *****سنجش فلزات سنگین(مواد غذایی، آب، پساب، خاک در رنج ppm و ppb)  *****آسیب شناسی تشخیصی و بافت شناسی مقایسه ای  

بيماري سالمونلوز

1758

عفونتهاي سالمونلائي طيور


سالمونلاها كه باكتريهاي بيماريزابراي انسان و حيوان مي باشند عبارتند ازباكتريهاي گرم منفي، ميله اي شكل كه بغيراز سالمونلا پولوروم و سالمونلا گالينارم تمامي متحرك بوده و در محيط هايآزمايشگاهي بسهولت رشد كرده و قندهاي گلوكز، مالتوز و مانيتول را تخمير نموده درحاليكه قندهاي لاكتوز ساكارز و ساليسين را تخمير مي منمايند عفونهاي سالمونلائي درطيور به سه دسته تقسيم مي شوند .

1 – بيماري پولوروم (Pullorum disease) يا اسهال سفيد جوجه ها (BacillaryWhite Diarrhoea) كه عامل آنسالمونلا پولوروم (S.pullorum) مي باشد .

2 – تيفوئيد مرغان (Fowltyphoid) كه عامل آنسالمونلاگالينارم (S.gallinarum) ميباشد .

3 – پاراتيفوئيد مرغان كه توسط انواعمختلف سالمونلاهاي متحرك ايجاد مي شود .

1 – بيماري پولوروم

اين بيماري بخاطر تلفات درجوجه ها و ضررهاي حاصله در اثركاهش تخم گذاري، كم كردنميزان نطفه داري و قدرت زايندگي تخمهاي حاصله از ناقلين و همچنين عدم رشد كافي جوجههاي باقي مانده از يك واگيري يكي از مهمترين بيماريهاي ماكيان به شمار مي آيد.بيماري تقريباً در تمام مناطق دنيا وجود دارد . توسعه روشهاي جديد در جوجه كشي وقرار دادن تعداد زيادي تخم مرغ در ماشين جوجه كشی باعث افزايش شدت و توسعهبيماري است . خوشبختانه با استفاده از روش تهيه گله هاي مادر عاري از بيماري نسبتبيماري در دنيا و همچنين در ايران خيلي كم شده است و از سال 1343 تاكنون موردي ازبيماري در درمانگاه طيور دانشكده دامپزشكي تهران مشاهده نشده است و حتي بعضي ازكشورها گزارش كرده اند كه بيماري را ريشه كن نموده اند (اسكاتلند و ايرلند )

عامل بيماري:

سالمونلا پولوروم عامل بيماري بوده كهباكتري گرم منفي و غير متحرك مي باشد .اين باكتري قندهاي گلوكز و مانيتول را تخميركرده اسيد و گاز توليد مي نمايد در حاليكه قندهاي لاكتوز، دولسيتول و مالتوز راتخمير نمي نمايد .

تركيبات پادگني اين باكتري از چند جزءتشكيل شده است(123 و 122 و 121 و 9) كه در تمامسويه ها يكسان نبوده و ميزان 122 آن متغير است و از روي آن سويه هاي مختلفتميز داده مي شوند.بخاطر اينكه فرمول پادگني سالمونلا پولوروم و سالمونلاگاليناروم يكي مي باشد تمايز اين باكتري بوسيله آزمايشهاي سرمي ميسر نيست و بايداز روشهاي بيوشيميائي استفاده نمود .

سالمونلا گاليناروم قند مالتوز ودولسيتول را تخمير مي نمايد .

اين باكتري در برابر خشكي، سرما ومواد ضد عفوني كننده مقاونت نسبي دارد .باكتري در زمستان حدود 148-128 روز در خاكزنده مانده است .


     طرز انتقال و واگيري:

منبع عادي آلودگي در ماشين جوجه كشيتخمهاي آلوده حاصله از مرغان ناقل است كه معمولاً بيشتر باكتري را در زرده دارا ميباشند.

اگر چه قدرت زايندگي اين تخمها پائيناست ولي حتي يك يا دو جوجه آلوده براي واگيري شديد در يك ماشين جوجه كشي كافي ميباشد .

كركهاي جوجه هاي مبتلا به مقدار زيادبا باكتري آلوده بوده كه پس از خشك شدن بسرعت در تمام محوطه ها پخش مي گردند وباعث عفونت ريه جوجه هاي ديگر كه اغلب شديد مي باشد مي گردند .

بسياري از اين جوجه هاي آلوده عاملبيماري را از راه مدفوع دفع مي كنند و باعث آلودگي آب و غذا و محوطه نگهداري و درنتيجه انتشار آلودگي درجوجه هاي ديگر بوسيله بلع مواد آلوده مي گردند .

در مواقع واگيري شديد انتشار غيرمستقيم بيماري بخصوص با وسائل، لباسها، ظروف، اشخاص تعيين كننده جنس جوجه، بستر وجعبه هاي جوجه نيز اتفاق مي افتد .مگس نيز در انتقال بيماري موثرمي باشد . جوجههاي باقي مانده پس ازواگيري بيماري اغلب بصورت ناقل در مي آيند .در چنين جوجه هاييعفونت اغلب در تخمدان ثابت شده و توليد تخم مرغ اين جوجه ها در مراحل تخمگذاريكاهش يافته و تعدادي از تخمهاي گذاشته شده حاوي باكتري در زرده مي باشند .بعلتاينكه مدفوع اين مرغها نيز حاوي باكتري مي باشد بنابراين بطور مرتب بعنوان منبعالودگي با آلوده كردن غذا و آب باعث انتشار بيماري در باقي گله مي گردند .

ضمناً انتقال عفونت توسط دست، لباسكارگران، ظروف، بستر و پرندگان وحشي نيز بطور غير مستقيم انجام مي شود .سالمونلاپولوروم در بستر هاي قديمي تا 3 هفته و در بستر تازه 11 هفته مي تواند باقي ماندهو باعث انتشار غير مستقيم باكتري گردد.

خوراندن تخم مرغهاي بدون نطفه ماشينجوجه كشي و تخم مرغهائي كه جنين در آنها تلف شده است به مرغان بالغ باعث بيماريشديد با تلفات حدود 20-10 درصد مي گردد .

سالمونلا پولوروم كه داراي حدت زيادبراي ميزبان اصليش يعني ماكيان مي باشد در بوقلمون نيز به ميزان كمتر بيماري زابوده و بنظر مي رسد كه بيماري زائي آن براي گونه هاي ديگر محدود باشد .اين باكترياز اردك، مرغ شاخدار، قرقاول، كبوتر و قناري و از پستانداران چون خرگوش، موش،خوكچه هندي، سگ، گربه، خوك و انسان گاهگاهي جدا شده است .

حساسيت نژادهاي مختلف ماكيان نيز دربرابر اين بيماري متفاوت است .نژادهاي سبك بخصوص لگهورن مقاومت بيشتري از نژادهايسنگين دارند .ماده ها از نرها حساستر مي باشند كه شايد بعلت وجود تخمدان درماده هاكه موضع جايگيري باكتري است باشد .

 
     
نشانه هاي كلنيكي

بيماري پولوروم اصولاً بيماري جوجه هايجوان است كه در آنها علائم ظاهري براي تشخيص كافي نيست .دوره  نهفته بيماريبين 7-5 روز و تلفات از صفر تا 100 درصد است كه معمولاً بين ششمين تا دهمين روزتولد به حداكثر مي رسد .در بسياري از واگيريها ممكن است جوجه ها بدون نشان دادنهيچگونه علامتي تلف شوند ولي ممكن است علائم بي اشتهائي، افزايش تشنگي، جمع شدنجوجه ها بدور هم در مناطق گرم، نفس نفس زدن، پژمردگي، ژولدگي پرها، اسهال سفيدوجود داشته باشد .گاهي علائم عصبي كه جوجه ها به پشت غلطيده يادچار عدم تعادل ميباشند ديده مي شود .

مخرج بعضي از جوجه ها با ماده چسبناكمتمايل به سفيد يا قهوه اي متمايل به سبز پوشيده است .بهبود يافتگان اغلب كم رشد ورشد پرها نيز در آنها ناقص است .واگيري تورم مفاصل با اين سالمونلا در جوجه هايحدود 5 هفته نيز مشاهده شده است .

بالغين آلوده با سالمونلا پولورمبندرت علامتي را نشان مي دهند .

گاهي كم شدن اشتهاء، بيحالي وافسردگي، بيرنگي تاج و كمي اسهال وجود دارد .

جراحات كالبد شكافي

1 – جوجه ها :

جراحات در طيوري كه از بيماري تلف شدهاند بر حسب سن پرنده و حدت باكتري و راه عفونت متغيراست .در جوجه هائي كه در عرضچند روز اول تلف مي شوند، كبد بزرگ شده رنگ زرد معمولي آن بوسيله خونريزي رگه دارمي گردد .طحال نيز بزرگ و پر خون است در فرمهاي تحت حاد زرده جذب نشده و بصورتلخته پنير متمايل به سفيد در مي آيد .نقاط نكروز در كبد و طحال و ريه ديده مي شود. عضله قلب و گاهي عضلات سنگدان دچار استحاله مي گردند .

كليه ها بزرگ و پرخون، حالب ها منبسطشده و از اورات پر و گاهي روده هاي كور از مواد پنيري كه ممكن است خوني باشد پراست .در جوجه هاي بزرگتر آبسه هائي در روي عضله قلب كه گاهي همراه با تورم پردهقلب است مهمترين نشاني تشخيص است .

آزمايش بافت شناسي كبد پرخوني كبد،خونريزي و نقاط نكروزه كه در اطراف آن لكوسيتها جمع شده اند و جراحات ابتدائي ريهشامل پرخوني حاد كه بدنبال آن نفوذ سلولي و نكروزه است نشان مي دهد .

2- بالغين:

جراحات در مرغان ناقل مزمن معمولاً درتخمدان است .تخمهاي انفرادي كيستي شده در حاليكه بقيه زردها تغيير شكل داده و اغلبآويزان با ديوار كلفت شده و محتوي ماده شبيه چرمي يا پنيري درآمده مي باشند .گاهيعلائم تورم پرده صفاق همراه با چسبندگي احشاء ديده مي شود .وجود تورم پرده قلب(پريكارديت) نيز متداول است .در خروس ها تحليل بيضه و وجود آبسه هاي كوچك فراواندر بافت پوششي آن ممكن است ديده شود .

جراحات حاصله از شكل حاد بيماري درمرغان بالغ تلف شده، بزرگ شدن كبد با رنگ زرد و متمايل به سبز و نقاط كوچك نكروزهدر طحال و پانكراس وبزرگ شدن قلب است .كليه ممكن است بزرگ و استحاله يافته باشد.ترشحات فيبريني روي احشاء محوطه شكم گاهي مشاهده مي شود .

   تشخيص:

تشخيص نهائي براساس مشاهده جراحات،جداكردن باكتري و بررسي خواص بيوشيميائي و آزمايش آگلوتيناسيون با سرم گروهD مي باشد.در جوجه ها كشت از كبد و خون قلب بهترين نتيجه را مي دهدو مي توان سالمونلا پولوروم را بطور خالص ازآنها جدا نمود .همچنين مي توان ازطحال، كليه ها و كيسه زرده و ريه نيز براي كشت استفاده نمود .در طيور بالغ مبتلابه شكل مزمن سالمونلا پولورم غالباً از تخمدان و همچنين از كبد، طحال كليه ها ومغز استخوان جدا مي شود ولي در اشكال حاد سالمونلا پولوروم را مي توان از هراندامي جدا نمود .اين باكتري گلوكز، مانيتول را تخمير كرده و SH2 توليد مي نمايد .در حاليكه لاكتوز،سوكروز، دولسيتول و مالتوز را تخميرنكرده متحرك نبوده، اندل منفي و اوره را تجزيهنمي كند .

براي خرگوش بيماريزا بوده و براي موشبزرگ و كبوتر بيماريزا نيست .تشخيص عفونت در پرنده زنده براساس تعيين پادتن در سرمآنهاست .اين پادتن از 10-3 روز بعد از عفونت در بدن ظاهر شده و بعداً در تمام دورهعفونت با ميزان هاي مختلف باقي مي ماند .تعيين آن بوسيله آزمايش آگلوتيناسيون درلوله يا آزمايش سريع خون در روي لام انجام مي شود .

آزمايش سريع خون متداول تر است زيراكه داراي محاسني مي باشد .براي مثال اقتصادي بودن و سرعت آزمايش، تعيين سريع واكنشنشان دهندگان در موقع آزمايش و اجتناب از هدر رفتن سرم در اثر هموليز، شكسته شدنلوله و غيره .روش اين آزمايش بطور مختصر بدين ترتيب است كه يك قطره خون از وريدبالي گرفته و با يك قطره آنتي ژل سالمونلا پولوروم استاندارد شده كه با رنگ متيلويوله رنگي شده بر روي يك لام تميز مخلوط مي كنند و سپس آنرا تا حدود 20 درجهسانتي گراد گرم مي نمايند .

نتيجه را پس ازيك دقيقه مطالعه ميكنند .واكنش مثبت با جمع شدن آنتي ژن و زمينه صاف مشخص مي گردد كه بعد از يك دقيقهتوليد مي گردد .

اگر اين مدت دو دقيقه طول بكشد نتيجهمشكوك و بعد از آن منفي است در موارد مشكوك بايد به جدا كردن باكتري از اندامهااقدام نمود .براي اين منظور ازتخمدان، كبد قلب روي محيط آگار سبزدرخشان (Brilliant Green Ager . B .G) يا ماك كانكي كشت مي دهند براي جداكردن باكتري از مدفوع، ابتدا آنرا روي محيط غني كننده مثل تتراتيونات يا سلنيت F كشت داده و سپس روي B.G تجديدكشت مي نمايند .

مبارزه با بيماري:

مبارزه با بيماري براساس مشخص كردنپرندگان مبتلا در گله مادر بوسيله آزمايش آگلوتيناسيون و اخراج آنها از گله ميباشد .

در صورت مشاهده آلودگي در گله بايدبفواصل 4-3 هفته آزمايش تكرار شود تا اينكه هيچگونه مورد مثبتي در دو آزمايش پي درپي مشاهده نشود .از مواد غذائي آلوده و تخمهاي بدون نطفه مشكوك براي تغذيه نبايداستفاده شود .تمام گله ها بايد سالي يكبار آزمايش گردند .مرغان جديد را به مدتكافي بطور مجزا نگهداري كرده و پس از اينكه در آزمايش ميكروبي هيچگونه سالمونلائياز آنها جدا نشده و در آزمايش آگلوتيناسيون منفي بودند وارد گله گردند .مرغدانآلوده با محلول 3 درصد كرزول و وسائل آلوده با محلول 4 درصد سود يا 5 درصدهيپوكلريت ضد عفوني شوند .

از تخمهاي حاصله از گله هاي عاري ازبيماري براي تهيه واكسن هاي زنده طيور استفاده شود.ازورود پرندگان وحشي، موش،حشرات و حيوانات ديگر مثل سگ درمرغداري جلوگيري شود .انسان نيز ميتواند با كفش ولباس و وسائل مرغداري باكتري را وارد مرغداري سازد كه بايد در اين موارد نيز دقتكافي بعمل آيد .به مجرد مشاهده بيماري در جوجه ها بايد آنها را كشته و همراه بابستر و مواد غذائي آلوده سوزانده و يا دفن نمود و سپس تمام جايگاه و وسائل راتميزكرده و ضد عفوني نمايند و براي پرورش جديد جوجه هاي حاصله از گله هاي مادرعاري از بيماري تهيه كرده و در محيط تميز و غير آلوده پرورش دهند .

براي كنترل بيماري در ماشين جوجه كشيبايد در نظر گرفته شود كه آلودگي ممكن است بوسيله تخمهاي آلوده كه محتوي باكتري درزرده مي باشند و يا آلودگي پوسته از راه آلوده شدن با مدفوع محتوي باكتريوارد ماشين جوجه كشي گردد بنابراين بايد از استفاده از تخم مرغهاي كثيف و يا تخممرغهاي حاصله از گله هاي مشكوك براي جوجه كشي خودداري شود .

درمان:

هيچ دارو و يا تركيبي از داروها پيدا نشده اند كه كاملاً گلهاي را از عفونت پاك كنند و فقط مقداري از ميزان تلفات كاسته اند .براي اين منظوراز فورازوليدون به نسبت 04/0 درصد غذا بمدت 14-10 روز، كلرآمفنيكل 5/0 درصد در غذاو كلرتتراسيكلين به نسبت 200 ميلي گرم در هر كيلو غذا مي توان استفاده كرد .

2- تيفوئيد مرغان

تيفوئيد مرغان يك بيماري عفوني ماكيان است كه اغلب به شكل حاد ظاهر مي شود ولياشكال تحت حاد و مزمن آن نيز مشاهده شده است .

ميزان تلفات ممكن است زياد باشد .اين بيماري بيشتر در مرغان بالغ است و كمتر درجوجه ها ولي عفونتهاي حاصله از تخم آلوده ايجاد بيماري در جوجه هاي جوان شبيه آنچهكه در بيماري پولوروم مي باشد نموده است .

باكتري براي بوقلمون، مرغ شاخدار،جوجه اردك، بلدرچين، قرقاول و كبوتر بيماري زاست .در ايران بنظر مي رسد كهميزان آلودگي در مرغان بومي كه بصورت آزاد زندگي ميكنند بيشتر از آلودگي درمرغداريهاي صنعتي است ولي مشاهدات چند ساله اخير درمانگاه طيور دانشكده دامپزشكيتهران نشانگر افزايش آلودگي در جوجه هاي مرغداريهاي صنعتي نيز مي باشد .

عامل بيماري:

سالمونلا گاليناروم كه از نظرسرولوژيكي غير قابل تشخيص از سالمونلا پولوروم ميباشد و فقط از نظر خواصبيوشيميائي تميزداده مي شود عامل اين بيماري است .اين باكتري نيز غير متحرك بوده،مالتوزو دولسيتول را تخمير كرده، گلوكز و مانيتول را بدون ايجاد گاز تخمير مينمايد .آزمايشات زير در تشخيص اين دوباكتري كمك مي نمايد .

سالمونلا پولوروم بسرعت باعث دكربوكسيلاسيون محيط اورنيتين دكر بوكسيلاز مي گردد .در حاليكه سالمونلا گالينارومحتي بعد از هفت روز اين عمل را انجام نمي دهد .سالمونلا گاليناروم در محيطكريستنسن سيترات كه داراي ازت آلي و بدون معروف SH2 است رشد مي كند وليسالمونلا پولوروم رشد نمي نمايد .محيط سيستين ژلاتين رشدسالمونلا گاليناروم راتقويت مي كند ولي تأثيري روي سالمونلا پولورم ندارد .مقاومت اين باكتري شبيه آنچهاست كه درمورد بقيه سالمونلاها مي باشدو بطور كلي در محيط هاي خشك بهتر از محيطهايمرطوب باقي مي ماند. باكتري 6-5هفته در مدفوع حدود 4ماه در آبهاي راكد و 8-7 ماهدر مواد غذايي زنده مي ماند .

طرز انتقال و واگيري:

عادي ترين راه آلودگي از راه دستگاهگوارش و بلع مواد آلوده است .همچنين نشان داده شده كه باكتري از بافت ملتحمه چشمنيز وارد مي شود .ناقلين ومبتلايان عامل بيماري را در محيط خود از راه مدفوع دفعكرده و از راه آلوده كردن آب و غذا و بستر علاوه بر آلوده كردن اطرافيان گاهي نيزاز راه تخم جوجه هاي آلوده توليد مي كنند .كارگران مرغداري، پخش كنندگان غذا،خريداران مرغ و بازديدكنندگان در صورت عدم دقت كافي باعث انتقال عفونت از محلي بهمحل ديگر مي شوند مگر اينكه لباس و كفش و دستها را ضد عفوني كنند .

كيسه هاي غذا، جعبه هاي حمل مرغ نيزدر انتقال بيماري با اهميت مي باشند .مگس، پرندگان وحشي و حيوانات نيز از وسائلمكانيكي انتقال باكتري مي باشند بخصوص اگر كه در روي احشاء يا لاشه پرندگان مبتلايتلف شده تغذيه كرده باشند .

دوره بيماري در گله هاي مختلف متفاوتست :

در بعضي گله ها تلفات زياد و ناگهانيبوجود مي آيد در حاليكه در بعضي گله هاي ديگر شرايط ظاهري گله تغيير نكرده و فقطتلفات تك تك مشاهده مي شود .بسياري از پرندگان بهبود يافته بصورت ناقل مزمن درآمدهو عامل بيماري را بطور متناوب از مدفوع دفع مي نمايند .نگهداري چنين پرندگان ناقلمزمن بعنوان پرنده سالم گاهي باعث واگيري هاي شديد و ناگهاني در گله گرديده اند.شرايط جوي نامساعد و عدم رعايت مقررات بهداشتي ازعوامل تشديد كننده مي باشند.بنظر مي رسد كه بعضي مواد غذائي مثل پودرماهي حاوي مواديست كه حساسيت طيور را بهاين باكتري زياد كرده در حاليكه بعضي ديگر مثل پودر گوشت شامل موادي هستند كهمقاومت به باكتري را زياد مي كنند. ظاهراً مرغان سالمي كه در مناطق آلوده كهبيماري بصورت انفرادي است نگهداري مي شوند مقاومت بيشتري از آنهائي كه در مناطقعاري از بيماري نگهداري ميشوند دارا مي باشند .


نشانه هاي كلينيكي:

معمولاً بيماري مرغان بالغ را مبتلامي سازد ولي شدت بيماري بيشتر در سنين يك تا پنج ماهگي است . وره نهفته بيماري 6-4روز است در واگيريهاي شديد تلفات گاهي تا 50 درصد يا بيشتر رسيده و مرگ بدون ظاهرشدن علامتي سريعاً فرا مي رسد .ولي معمولاً علائم بي اشتهائي، افزايش تشنگي، تب،بي حالي، اسهال متمايل به سبز و قرمز، تيره شدن تاج و ريش ديده مي شود .در حالاتمزمن تلفات كم و گهگاه مرگ و مير مشاهده مي شود .تاج و ريش رنگ پريده و گاهي ايجادتورم مفاصل و تورم پرده قلب نيز مي نمايد .

جراحات كالبد گشائي:

كبد بزرگ، پرخون، نرم و برنگ قرمزتيره يا برنزه درآمده كه اين علائم از ثابت ترين جراحاتي است كه مشاهده مي شود.كيسه صفرا منبسط شده، نقاط نكروزه سفيد كوچك در سرتاسر بافت كبد و گاهي عضله قلبمشاهده مي شود .طحال بزرگ و اغلب نقاط متعدد نكروزه را دارا مي باشد .تورم نزله ايمخاط روده گاهي همراه با خونريزي است .

تشخيص:

تشخيص قطعي بر اساس جدا كردن و مشخصكردن سالمونلاگاليناروم است.اين باكتري به آساني ازكبد و طحال و مغز استخوان جدامي شود .آزمايش آگلوتيناسيون براي مشخص كردن بيماران و ناقلين بكار برده مي شود.ازآنتي ژن سالمونلاپوروم براي آزمايش آگلوتيناسيون سريع با خون نيز مي تواناستفاده كرد .بيماري را بايد از وباي طيور كه شديد تر است متمايز ساخت .خرگوشدرمقابل پاستورلامولتوسيد حساس و در برابر سالمونلاگاليناروم مقاوم است همچنينتشخيص بيماري از بيماري نيوكاسل و مونوسيتوز لازم است.


مبارزه با بيماري:

تجربيات نشان داده است كه براي از بينبردن منبع عفونت كشتار دسته جمعي باقي ماندگان از يك واگيري و سپس تميز كردن و ضدعفوني نمودن جايگاه و تمام وسائل لازم است .بطوركلي اصول مبارزه با بيماريهمان هائي است كه در مورد بيماري پولوروم ذكر شد .

توليد ايمنيت قطعي در مرغان بالغبوسيله مايه كوبي با كشت زنده و يا مرده سالمونلاگاليناروم در بسياري از كشورهابكار رفته وگاهي نتايج جالبي نيز گزارش شده ولي بطور كلي مورد استقبال قرار نگرفتهاست زيرا كه مايه هاي كشته ايجاد ايمنيت قوي و با دوام نمي نمايند و مايه هاي زندهبا وجوديكه در بعضي كشورها باعث ايجاد ايمنيت قوي و با دوامي گشته ولي باعث افزايشتعداد طيور آلوده مزمن نيز گشته است .

درمان:

فورازوليدون به نسبت 04/0 درصد براي 10 روز باعث قطع آلودگي وتوقف دفع سالمونلا از مدفوع است ولي مقاومت به اين دارو نيز مشاهده شده است.كلرتتراسيكلين نيز در قطع تلفات موثر بوده است .

3 – پاراتيفوئيد مرغان

امروزه دانسته شده است كه عملاً تمام گونه هاي پرندگان اهلي نسبت به تعداد زيادياز سروتيپهاي مختلف سالمونلاها حساسند .

واگيريهائي بين جوجه مرغ و بوقلمون دراثر سالمونلاهائي غير از سالمونلاپولوروم و سالمونلاگليناروم باعث سپتي سمي بشكلحاد و اغلب كشنده گرديده است كه حتي در جوجه هاي جوان غير قابل تميز از بيماريپولوروم است ولي برخلاف پولوروم زنده ماندگان در عرض چند ماه از عامل عفوني كاملاًخود را پاك مي سازند .

طيور بالغ آلوده بندرت علامتي را نشانمي دهند .آلودگي زمين، غذا و آب با مدفوع آلوده باعث انتشار عفونت مي گردد .

عامل بيماري:

گونه هاي مختلف سالمونلا در منشاءبيماري قرار دارند .در ايران در طي سالهاي (54-52) سالمونلا تيفي موريوم، هاوانا،بلاك لي، هيدلبرگ، سنت پول و تامپسون از ماكيان جدا شده اند و واگيري باسالمونلا تيفي موريوم از موارد ديگر بيشتر بوده است .تمامي اين واگيرها در سنينكمتر از يكماه بوده و بيشتر طيور مبتلا به عدم جذب زرده بوده اند.در اردك وغازسالمونلاتيفي موريوم نيز ازانواع متداول است و اين سالمونلا بكرات از كبوتر وقناري در درمانگاه طيور دانشكده دامپزشكي تهران جدا شده است .

طرز انتقال و واگيري:

آلودگي زمين، غذا، آب با مدفوع آلودهباعث انتشار عفونت مي گردد .پوسته تخم مرغ حاصله از مرغان ناقل بعلت آلودگي بامدفوع آلوده به سالمونلا شده كه مي تواند در ماشين جوجه كشي اين آلودگي از پوستهعبور كرده و به داخل زرده برسد .انتقال آلودگي از راه تخمدان در ماكيان بر خلافبيماري پورلورم زياد نيست ولي مشاهداتي دال بر انتقال سالمونلا تيفي موريوم،آنتريتيديس، هيدلبرگ و منستون از راه تخمدان وجود دارد.

انتقال سالمونلا تيفي موريوم از راهتخمدان دراردك و غاز بسيار عادي است .انسان و حيوانات ديگر بخصوص موش و مارمولكممكن است ناقل سالمونلاها بخصوص سالمونلاتيفي موريوم باشند و بتناوب اينسالمونلا را با مدفوع دفع كرده و بنابراين بعنوان يك منبع آلودگي عمل نمايند.

آلودگي بيشتر از راه تهيه غذاهايآلوده با پودر ماهي يا پود استخوان منتشر مي شود .

اخيراً نشان داده شده است كه پودر ماهيبخصوص بطور شديدي با سالمونلا آلوده بوده و منشاء واگيري قرار داشته است.

نشاني هاي كلينيكي:

در جوجه ها تلفات به 20-10 درصد وگاهي 80 درصد مي رسد كه بستگي به عوامل محيطي، نوع سويه بيماريزا و وجود بيماريهاي ديگر دارد .علائم شبيه به بيماري پلوروم با اسهال آبكي سفيد، چسبندگي مقعد وجمع شدن جوجه ها در يك نقطه مي باشد .در مرغان بالغ به ندرت علامتي مشاهده مي شودو فقط گاهي اسهال موجود است .كوري چشم در گله 4-3 هفته متعاقب ابتلاء به سالمونلاتيفي موريوم مشاهده شده است .

در سال1358 يك نمونه ازاين حالت نيز در درمانگاه طيور دانشكدهدامپزشكي مشاهده شده است اگر اين بيماري همراه بيماريهاي ديگر بخصوص بيماري هايدستگاه گوارش مثل كوكسيديوزها مونيلياز باشد شديدتر است .

جراحات كالبد شكافي:


   در جوجه ها عدم جذب زرده،كبد زرد رنگ همراه با نقاط خونريزي و در مرغان بالغ گاهي تورم روده مشاهده مي شود.

تشخيص:

براي تشخيص بايد نمونه هاي مرضي راكشت داده و اقدام به مجزا ساختن باكتري نمود .

در جوجه ها كشت از كبد و كيسه زرده ودر مرغان بزرگتر كشت كيسه فابريسيوس روده كور و فولكولهاي لنفاوي در محلدوشاخه شدن روده كور بعلت ساكن شدن باكتري در آنها بهترين نتيجه را مي دهد.تشخيص آلودگي در مرغان زنده يك گله بالغ نيز با كشت بسترعملي بوده و همچنينآزمايش هماگلوتيناسيون در تشخيص آلودگي با سالمونلاتيفي موريوم بسيار مفيدبوده است .

كنترل و پيشگيري:

اقدامات بهداشتي در سطح گله و ماشينجوجه كشي مهمترين عوامل كنترل و پيشگيري پاراتيفوئيد مي باشد .

از تخم مرغ گله هائي كه در زمان جوجگيبه بيماري مبتلا بوده اند و احتمالاً بصورت ناقل در آمده اند نبايد استفاده كرد.آزمايش هماگلوتيناسيون پرندگان ناقل را مشخص مي كند .تخم مرغ هاي تميز و غيرآلوده به مدفوع را بلافاصله (تاحدود 2 ساعت بعد از گذاشته شدن) با بخار فرمل ضدعفوني كرده وسپس درمحلهاي خنك تا قبل از قرار دادن در ماشين جوجه كشي نگهدارينمايند .ضد عفوني كردن تخم مرغها با بخار فرمل بسيار موثر است .زيرا قبل از اينكهفرصت ورود به باكتري به داخل تخم مرغ از راه پوسته داده شود نابود مي گردد .پس ازورود باكتري به داخل تخم ديگر نميتوان آنرا از بين برد .ضد عفوني كردن تخم مرغ بابخارفرمل بلافاصله پس از قرار دادن در ماشين جوجه كشي مناسب نيست زيرا جنين بخصوصدر 24 تا 96 ساعت اوليه تشكيل نسبت به آسيب ديدگي با اين گاز بسيار حساس است .

جوجه هاي جوان را بايد از منبع آلودگيدور نگه داشته و مطمئن شد كه با كفش، لباس و يا دست، آلودگي از محلهاي ديگر بهمرغداران وارد نشود .از مصرف غذا و آب آلوده خودداري شده و موش و حشرات را از بينبرده و گله را مرتب آزمايش سرمي نمود .

در صورت آلودگي گله، كليه طيور را ازبين برده و محل را با آهك كه از هم پراكندگي ذرات جلوگيري كرده و هم اثر ضد عفونيكنندگي روي باكتري دارد مرطوب نموده وسپس مرغدان را خالي كرده و بستر را سوزانيدهو محيط را كاملاً ضد عفوني نمود .

در ساليان اخير مطالعاتي با استفادهاز فلور طبيعي روده مرغان بالغ در جوجه ها براي پيشگيري از آلودگي به سالمونلا هابعمل آمده و نتايج نسبي نيز در برداشته است ولي هنوز احتياج به مطالعات بيشتري دراين راه مي باشد .

درمان:

براي درمان از سولفاناميدها،فورازوليدون و آنتي بيوتيك ها ميتوان استفاده نمود .آنتي بيوتيكها اثر كمتري داشتهولي كلرآمفنيكل اثر خوبي دارد .اكسي تتراسيكلين به ميزان 100 قسمت در ميليون در آبو يا 250 قسمت در ميليون در غذا موثر بوده است ولي بطور كلي از مصرف آنتي بيوتيكهابخصوص كلرآمفنيكل كه داروي انتخابي درمان عفونتهاي سالمونلائي انسان مي باشد نبايدبطور دائم استفاده كرد .

درمطالعه انجام شده در درمانگاه طيوربر روي حساسيت 28 نمونه سالمونلا به داروهاي مختلف بهترين نتايج از كلرآمفنيكلفورادانتين، تريمتوپريم و سولفاديازين و تا اندازه تتراسيكلين و نئومايسين بدستآمده است.

بطوركلي درمان پاراتيفوئيد در گلههائي كه در سنين كم مي باشند بايد محدود به گله هائي باشد كه براي گوشت پرورش دادهمي شوند چونكه اين گله ها ممكن است بصورت ناقل درآمده وارزش استفاده براي جوجه كشيرا نداشته باشند .

ازباكترين ميكروبي، باكتري تخفيف حدتيافته و يا كشته درايمنيت طيور بطور تجربي و بندرت در مرغداري استفاده شده وليهيچگاه در عمل از آنها بطور جدي استفاده نشده است .

جنبه هاي بهداشتي عفونتهاي سالمونلائي براي انسان:

بعلت فراواني و همه جائي بودنسالمونلاها و عدم ميزبان اختصاصي براي آنها و اين حقيقت كه تمام گونه ها برايانسان بيماري زا مي باشند خطر آلودگي انسان از تماس مستقيم و غير مستقيم باحيوانات تأكيد مي گردد، پيشگيري و برطرف كردن سالمونلوز در انسان به مقدار زياد براساس كنترل و پيشگيري عفونت در حيوانات است . بيماري در حيوانات با علائم عفونتروده اي كه تحت بعضي شرايط تبديل به عفونت خوني مي شود ديده مي شود، تناوب پخشباكتري از مدفوع حيوانات كه بظاهر سالم مي باشند باعث انتشار آلودگي در محيط وانتشار زياد وقوع بيماري و در نتيجه افزايش مشكلات در كنترل آلودگي است .خطرآلودگي براي انسان بيشتر براي كساني است كه بطور مستقيم با حيوان سر و كار دارندمثل مرغداران، كشاورزان، دامپزشكان و كارگران مزارع .

علاوه بر اينها آلودگي از مصرف گوشت وشير دامها و تماس موادغذائي با مدفوع جوندگان بخصوص موش كه اغلب حاوي سالمونلاتيفي موريوم بوده است در منشاء بسياري از واگيريهاي انسان قرار داشته اند . مصرفگوشت و تخم مرغ طيور كه بعنوان بزرگترين منبع سالمونلاها شناخته شده اند در منشاءبسياري از مسموميت هاي غذائي انسان قرارداشته اند لاشه طيور اغلب در مواقع آمادهشدن براي طبخ بعلت آلوده شدن با محتويات روده آلوده به سالمونلا مي گردند .از تخممرغ نيز سالمونلا تيفي موريوم و پولوروم و از تخم اردك سالمونلاتيفي موريوم جداشده است .هرچند كه ميزان آلودگي در تخم مرغ كم است ولي اين نوع آلودگي ازدشوارترين منبع آلودگي قابل كنترل در انسان مي باشد. محصولات حاصل از تخم مرغ مثلپودر تخم مرغ گاهي شديداً آلوده بوده و باعث بسياري از واگيريهاي انسان شده است .

منبع:

دكتر محمد حسن بزرگمهري- بيماري هاي طيور ،انتشارات واحد فوق برنامه دفتر مركزي جهاد دانشگاهي ، چاپ اول ، تهران، فروردين1364.


بيماري سالمونلوز بيماري سالمونلوز